ذبيح الله صفا

1090

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

61 - شيخ كجج تبريزى خواجه محمد بن ابراهيم كججانى تبريزى متخلص به « كجج » عارف و سالك طريقت و از شعرا و علماى بزرگ قرن هشتم در آذربايجان است كه در عهد سلطان اويس ( 757 - 777 ه . ) و پسرش جلال الدين حسين جلاير ( 777 - 784 ه . ) شيخ الاسلام تبريز و صاحب خانقاه و مورد احترام و اعتقاد مردم بوده است و منصب شيخ الاسلامى تبريز در خاندان او تا عهد امير تيمور باقى بود . وفاتش بسال 778 هجرى اتفاق افتاد و او ديوانى از انواع شعر با غزلهاى خوب داشت و اشعار او مشهور بود . از آن جمله است اين غزل « 1 » : ما در غمت بشادى جان باز ننگريم * در عشق تو بهر دو جهان باز ننگريم خوش خوش چو شمع ز آتش عشق تو فى المثل * گر جان ما بسوخت بجان باز ننگريم اسرار تو ز كَون و مكان چون منزه است * ما تا ابد بكَون و مكان باز ننگريم سود دو كَون در طلبت گو زيان شود * ما در طلب بسود و زيان باز ننگريم چون شد يقين ما كه تويى اصل هر گمان * در پردهء يقين به گمان باز ننگريم در كوى تو دو اسبه بتازيم مردوار * هرگز بمركب و بعنان باز ننگريم در عشق تو اگرچه كجج بر كنار رفت * ما از كنار تا بميان باز ننگريم

--> ( 1 ) - دربارهء او رجوع كنيد به : * تذكرة الشعراء دولتشاه ص 345 ببعد * دانشمندان آذربايجان ص 313 - 314 * تاريخ نظم و نثر در ايران ص 213 و 763 - 764